به نظرم بیش از حد، بی دلیل و باز هم به شدت "بیسلیقه" رنگ و بوی جامجهانی گرفته؛ همه تبلیغات، از تبلیغ یک بانک دولتی گرفته تا ماکارونی، ظاهرا بر اساس یک قانون نانوشته باید در خودشون نشانی از جامجهانی داشته باشند، این نشان داشتن، از قل خوروندن (!) یک توپ فوتبال شروع میشه و تا ساخت و وعده اهدای تندیس ویژه جامجهانی به مشتریان محترم ادامه پیدا میکنه!
خلاقیت بکار رفته در برخی از این تبلیغات به حدی رسیده که آدمی "کهیر" میزند!
من فکر میکنم تبلیغ دهندههای محترم موقع سفارش آگهی به آژانس تبلیغاتیشون اساسیترین، بدیهیترین و سادهترین سوال ممکن رو از خودشون نمیپرسند یا آژانسشون به اونها وقت یا قدرت پرسیدن رو نمیده: چرا داریم آگهی میدیم؟ میخوایم چی رو برسونیم؟
طبعا حرکات رقیب برای هر کسی بیشتر جلب توجه میکنه اما مستقل از ایرانسلی بودنم میگم: نمیدانم علمای همراه اول چه فکر کرده اند با این تبلیغاتشون:
- قطع دقایق اولیه هر نیمه برای نمایش تبلیغ، آنهم تبلیغی که نه برندینگ است و نه معرفی سرویس یا محصول یا هر چیز دیگه!
- تبلیغات پخش شده مشخص نیست چه ویژگی، محصول یا خدمت خاصی از این اپراتور را معرفی میکنه؟
- مشخص نیست استراتژی تبلیغاتی طراحی شده برای این شرکت به دنبال چه بوده؟
- چی شد که آقایون یک هو به بستههای رویایی GPRS تغییر مسیر دادن، اونهم تو شبکهای که تعداد خیلی کمی از مشترکینش GPRS رو برای خط خودشون فعال کردن!
- اکثر سناریوهای طراحی شده در Tvcهاشون بیشتر به درد تبلیغ "گوشی" میخورد و نه اپراتور!
- تبلیغی که روزهای اول و با قطع دقایق اولیه بازیها پخش میشد بیشتر تبلیغ iPhone بود و Mobile TV (که جای هر دویشان این روزها در بین اپراتورهای کشور خالی است)
علمای عزیز؛ توجه کنید فوتبالی کردن تبلیغات با پاشیدن یه مشت توپ و فوتبالیست رنگ شده و داور کچل و خلق تندیس به جایی نمیرسه و اول از همه باید ارتباطی معنا دار با هدف پیام داشته باشد.
از طرف دیگه آقایان جوری ظاهرا "هول هولکی" تبلیغ جام جهانیزه شده ساخته و به خورد تماشاچی میدن که انگار ساعت ۱۱ و نیم یکشنبه همین هفته تازه به آنها اطلاع داده اند که جامجهانی در راه است.
جالبه که تقریبا هیچ کدوم حتی زحمت طراحی یک محصول خاص یا دستکم تغییر پکینگ و فینیشینگ رو هم به خودشون نداند، به نظر جام جهانی قبلی اوضاع بهتر بود به نسبت.
پی نوشت: حرکت هیوندای در جمع آوری بیلیبردهای بامزه اش بعد از حذف کره در جامجهانی ۲۰۱۰ جالب بود؛ غرور شرقی!
طبعا حرکات رقیب برای هر کسی بیشتر جلب توجه میکنه اما مستقل از ایرانسلی بودنم میگم: نمیدانم علمای همراه اول چه فکر کرده اند با این تبلیغاتشون:
- قطع دقایق اولیه هر نیمه برای نمایش تبلیغ، آنهم تبلیغی که نه برندینگ است و نه معرفی سرویس یا محصول یا هر چیز دیگه!
- تبلیغات پخش شده مشخص نیست چه ویژگی، محصول یا خدمت خاصی از این اپراتور را معرفی میکنه؟
- مشخص نیست استراتژی تبلیغاتی طراحی شده برای این شرکت به دنبال چه بوده؟
- چی شد که آقایون یک هو به بستههای رویایی GPRS تغییر مسیر دادن، اونهم تو شبکهای که تعداد خیلی کمی از مشترکینش GPRS رو برای خط خودشون فعال کردن!
- اکثر سناریوهای طراحی شده در Tvcهاشون بیشتر به درد تبلیغ "گوشی" میخورد و نه اپراتور!
- تبلیغی که روزهای اول و با قطع دقایق اولیه بازیها پخش میشد بیشتر تبلیغ iPhone بود و Mobile TV (که جای هر دویشان این روزها در بین اپراتورهای کشور خالی است)
علمای عزیز؛ توجه کنید فوتبالی کردن تبلیغات با پاشیدن یه مشت توپ و فوتبالیست رنگ شده و داور کچل و خلق تندیس به جایی نمیرسه و اول از همه باید ارتباطی معنا دار با هدف پیام داشته باشد.
از طرف دیگه آقایان جوری ظاهرا "هول هولکی" تبلیغ جام جهانیزه شده ساخته و به خورد تماشاچی میدن که انگار ساعت ۱۱ و نیم یکشنبه همین هفته تازه به آنها اطلاع داده اند که جامجهانی در راه است.
جالبه که تقریبا هیچ کدوم حتی زحمت طراحی یک محصول خاص یا دستکم تغییر پکینگ و فینیشینگ رو هم به خودشون نداند، به نظر جام جهانی قبلی اوضاع بهتر بود به نسبت.
پی نوشت: حرکت هیوندای در جمع آوری بیلیبردهای بامزه اش بعد از حذف کره در جامجهانی ۲۰۱۰ جالب بود؛ غرور شرقی!
Leave a comment