روشنه که من یک افلاطون شناس، فیلسوف یا کارشناس اموات نیستم؛ مدتها بود
دلم میخواست در مورد ارسطو، افلاطون، سقراط، دکارت، نیچه، هگل و
حتی ماکیاوللی مطالعه کنم (مطالعه چیزیه که مدتهاست شرمنده اش شدم!) تا
اینکه بالاخره فرصتی دست داد تا کتاب "آشنایی با افلاطون" پل استراترن رو
با ترجمه مسعودخان علیا بخونم. اگر خوشمزه گیهای داخل پردانتزیم روانیتان
نکرد میتوانید شما هم فیضی ببرید.


فیثاغورس به مراتب جالبترین و عجیبترین فیلسوف پیش سقراطی بود. امروزه جناب فیثاغورس بیش از هر چیز به خاطر قضیهای که به نام اوست شهرت دارد. (اگر مختصر حافظهای برایتان باقی مانده باشد قضیه فیثاغورس را به یاد میآورید که میگفت مجموع مجذور دو ضلع مثلث قائم الزاویه برابر است با مجذور وتر آن مثلث) قرن هاست که این قضیه، برای عده زیادی از مردم در واقع اولین و آخرین استنباط صحیحشان را از ریاضیات رقم زده: هیچگاه از ریاضیات سر در نخواهید آورد وقتی چشم و گوش بسته این قضیه را پذیرفتند و جیکشان در نیامد (هنوز از خودم و معلم کلاس دوم ابتداییام عصبانیام که گفته بود عدد کوچکتر از بزرگتر کم نمیشود و من هم باور کرده بودم)
فیثاغورس؛ فیلسوف آچار فرانسه آواره
بگذریم؛ فیثاغورس بود که عمیق ترین تاثیر را بر افلاطون گذاشت و برای پیدا کردن سرچشمه بسیاری از اندیشه های افلاطون باید به سراغ حضرت ایشان برویم.
فیثاغورس تنها فیلسوف نبود (از قضیه اش تابلوست)، او کسی بود که تقشهایی شامل پیشوای دینی، ریاضیدان، عارف و حتی مشاور رژیم غذایی را یکجا در شخصیت خویش جمع کرده بود. در هر حال مقدر بود که این شاهکار دشوار فکری (!) تاثیر پایدا خود را بر اندیشه های فلسفی سقراط بخت برگشته بگذارد.
میگویند (راست و دروغش پای خودشان) که فیثاغورس خان قصه ما حوالی سال ۵۸۰ پیش از میلاد در جزیره ساموس به دنیا آمد و از آنجایی که از همان ابتدا فیلسوف بود از دست استبداد محلی (!) در رفت تا مکتب دینی و فلسفی و ریاضی و رژیمی خود را در کروتون (مستعمرهای یونانی در جنوب ایتالیا) علم کند. در آنجا بود که او فهرست بلندبالایی از قوانین را به خورد شاگردان و مریدان و عارفان و خوراک شناسانش داد. آنان در کنار تحریم های دیگر، صراحتا منع شده بدند از اینکه لوبیا یا دل بخورند، قبل از همه قرص نان را خرد کنند یا بگذارند پرستوها در سقف خانه هایشان آشیانه بسازند. به علاوه، تحت هیچ شرایطی، هیچ یک از آنها نباید تحت هر شرایطی گوشت سگ خود را بخورند.
به گفته ارسطو، فیثاغورس چند معجره از خود در کند. هرچند برخلاف معمول ارسطو جزئیاتی از این معجرات در شده ذکری به میان نیاورده است. به نظر جناب برتراتد راسل داغون، فیثاغورس "ترکیبی از انیتشتین خانم ادی" است.
افسوس و صد افسوس که سلسله عظیم توانمدیهای فیثاغورس نتوانست شهروندان کرتون را تحت تاثیر قرار دهد و آخر سر حوصلشان از تعالیم فیثاغورس سر رفت و فیثی ما مجبور شد باز جیم بزند. اینبار در متاپونتو (یا متاپونیون یا متا پونتوم یا هر کوفت دیگر) کنگر خورد و لنگر انداخت و همانجا و حوالی سال ۵۰۰ پیش از میلاد مرد.
تعالیم فیثاغورس به مدت صد سال دیگر یا همین حدود (مثلا ۲۰ سال)، در اوج شکوفایی و رونق بود (مرده پرستی اپیدمیه تو کره زمین) و به دست مریدان عارف و ریاضی دان و رژیم دار ایشان در سرتاسر جنوب ایتالیا و یونان منتشر شد. به این ترتیب افلاطون توانست با فیثاغورس (و در واقع تفکرات او) آشنا شود.
ننویس تا رستگار شوی
فیثاغورس هم مثل سقراط جانب احتیاط را نگه داشت و چیزی ننوشت! تعالیم او تنها از طریق شاگردان و مریدانش به دست کا رسیده، حالا برای ما روشن شده که شاگردان فیثاغورس، باعث و بانی بخش اعظمی از لباس چهل تکه تفکر، آداب و رسوم، ریاضیات، فلسفه و اندیشه های عجیب و غریبی هستند که امروزه برچسب "مکتب فیثاغورس" بر روی آنها خورده است.
سرکاریم باز!
با این حساب خیلی ها معتقدند که در واقع قضیه مشهور فیثاغورس در باب مجذور وتر، به احتمال قریب به یقیت اصلا به دست خود فیث فیث کشف نشده! این حرف به معنای آن است که خود فیثاغورس هم قضیه فیثاغورس را نمیفهمیده و این برای کسانی که ریاضی دان نیستند اسباب دلگرمی امیدبخشی در همزاد پنداری نفهمی خود با حضرت عجلی چون فیثاغورس است.
همه چیز عدد است
افلاطون عمیقا تحت تاثیر و در واقع جو گرفته این گفته مشهور فیثاغورس بود که "همه چیز عدد است".
این حرف فیثاغورس کلید تفکر فلسفی محض فیثاغورس است که به همان میزان که تاثیرگذار بود، عمیق هم بود. فیثاغورس عقیده داشت که فراسوی جهان مغشوش نمودها، جهانی دیگر یعنی جهان تجریدی و هماهنگ اعداد وجود دارد. در واقع تصور وی از "عدد" به آنچه که ما "صورت" یا "شکل" مینامیم نزدیکتر است. به نظر فیثاغورس اشیاء مادی از ماده ساخته نشده اند! بلکه اجزای نهایی آنها صور (اشکال و ساختارها) هستند و این اشیاء از صور یا اشکال به وجود آمده اند. جهان مثالی عد یا صور سرشار از هماهنگی و واقعی تر از جهان به اصطلاح واقعی است. کشف ارتباط میان عدد و هارمونی موسیقیایی، حاصل کار فیثاغورس یا فیثاغورسیان بود. در پرتو این اکتشاف (!) نظریه فیثاغورس در باب صور یا عدد چندان دور از واقع به نظر نمیرسد. درست همانطور که در فزیک، در پرتو، دیده های درون اتم که به جای تکیه به تعاریف جوهری، به راحتی به عدد و اوصاف مربوط به شکل و صورت متوسط میشوند، چنین نظریه ای آن قدرها هم از واقعیت دور نیست.
در این زمینه از آرشیو :
- آشنایی با افلاطون-۱ : مایه تباهی فلسفه!


فیثاغورس به مراتب جالبترین و عجیبترین فیلسوف پیش سقراطی بود. امروزه جناب فیثاغورس بیش از هر چیز به خاطر قضیهای که به نام اوست شهرت دارد. (اگر مختصر حافظهای برایتان باقی مانده باشد قضیه فیثاغورس را به یاد میآورید که میگفت مجموع مجذور دو ضلع مثلث قائم الزاویه برابر است با مجذور وتر آن مثلث) قرن هاست که این قضیه، برای عده زیادی از مردم در واقع اولین و آخرین استنباط صحیحشان را از ریاضیات رقم زده: هیچگاه از ریاضیات سر در نخواهید آورد وقتی چشم و گوش بسته این قضیه را پذیرفتند و جیکشان در نیامد (هنوز از خودم و معلم کلاس دوم ابتداییام عصبانیام که گفته بود عدد کوچکتر از بزرگتر کم نمیشود و من هم باور کرده بودم)فیثاغورس؛ فیلسوف آچار فرانسه آواره
بگذریم؛ فیثاغورس بود که عمیق ترین تاثیر را بر افلاطون گذاشت و برای پیدا کردن سرچشمه بسیاری از اندیشه های افلاطون باید به سراغ حضرت ایشان برویم.
فیثاغورس تنها فیلسوف نبود (از قضیه اش تابلوست)، او کسی بود که تقشهایی شامل پیشوای دینی، ریاضیدان، عارف و حتی مشاور رژیم غذایی را یکجا در شخصیت خویش جمع کرده بود. در هر حال مقدر بود که این شاهکار دشوار فکری (!) تاثیر پایدا خود را بر اندیشه های فلسفی سقراط بخت برگشته بگذارد.
میگویند (راست و دروغش پای خودشان) که فیثاغورس خان قصه ما حوالی سال ۵۸۰ پیش از میلاد در جزیره ساموس به دنیا آمد و از آنجایی که از همان ابتدا فیلسوف بود از دست استبداد محلی (!) در رفت تا مکتب دینی و فلسفی و ریاضی و رژیمی خود را در کروتون (مستعمرهای یونانی در جنوب ایتالیا) علم کند. در آنجا بود که او فهرست بلندبالایی از قوانین را به خورد شاگردان و مریدان و عارفان و خوراک شناسانش داد. آنان در کنار تحریم های دیگر، صراحتا منع شده بدند از اینکه لوبیا یا دل بخورند، قبل از همه قرص نان را خرد کنند یا بگذارند پرستوها در سقف خانه هایشان آشیانه بسازند. به علاوه، تحت هیچ شرایطی، هیچ یک از آنها نباید تحت هر شرایطی گوشت سگ خود را بخورند.
به گفته ارسطو، فیثاغورس چند معجره از خود در کند. هرچند برخلاف معمول ارسطو جزئیاتی از این معجرات در شده ذکری به میان نیاورده است. به نظر جناب برتراتد راسل داغون، فیثاغورس "ترکیبی از انیتشتین خانم ادی" است.
افسوس و صد افسوس که سلسله عظیم توانمدیهای فیثاغورس نتوانست شهروندان کرتون را تحت تاثیر قرار دهد و آخر سر حوصلشان از تعالیم فیثاغورس سر رفت و فیثی ما مجبور شد باز جیم بزند. اینبار در متاپونتو (یا متاپونیون یا متا پونتوم یا هر کوفت دیگر) کنگر خورد و لنگر انداخت و همانجا و حوالی سال ۵۰۰ پیش از میلاد مرد.
تعالیم فیثاغورس به مدت صد سال دیگر یا همین حدود (مثلا ۲۰ سال)، در اوج شکوفایی و رونق بود (مرده پرستی اپیدمیه تو کره زمین) و به دست مریدان عارف و ریاضی دان و رژیم دار ایشان در سرتاسر جنوب ایتالیا و یونان منتشر شد. به این ترتیب افلاطون توانست با فیثاغورس (و در واقع تفکرات او) آشنا شود.
ننویس تا رستگار شوی
فیثاغورس هم مثل سقراط جانب احتیاط را نگه داشت و چیزی ننوشت! تعالیم او تنها از طریق شاگردان و مریدانش به دست کا رسیده، حالا برای ما روشن شده که شاگردان فیثاغورس، باعث و بانی بخش اعظمی از لباس چهل تکه تفکر، آداب و رسوم، ریاضیات، فلسفه و اندیشه های عجیب و غریبی هستند که امروزه برچسب "مکتب فیثاغورس" بر روی آنها خورده است.
سرکاریم باز!
با این حساب خیلی ها معتقدند که در واقع قضیه مشهور فیثاغورس در باب مجذور وتر، به احتمال قریب به یقیت اصلا به دست خود فیث فیث کشف نشده! این حرف به معنای آن است که خود فیثاغورس هم قضیه فیثاغورس را نمیفهمیده و این برای کسانی که ریاضی دان نیستند اسباب دلگرمی امیدبخشی در همزاد پنداری نفهمی خود با حضرت عجلی چون فیثاغورس است.
همه چیز عدد است
افلاطون عمیقا تحت تاثیر و در واقع جو گرفته این گفته مشهور فیثاغورس بود که "همه چیز عدد است".
این حرف فیثاغورس کلید تفکر فلسفی محض فیثاغورس است که به همان میزان که تاثیرگذار بود، عمیق هم بود. فیثاغورس عقیده داشت که فراسوی جهان مغشوش نمودها، جهانی دیگر یعنی جهان تجریدی و هماهنگ اعداد وجود دارد. در واقع تصور وی از "عدد" به آنچه که ما "صورت" یا "شکل" مینامیم نزدیکتر است. به نظر فیثاغورس اشیاء مادی از ماده ساخته نشده اند! بلکه اجزای نهایی آنها صور (اشکال و ساختارها) هستند و این اشیاء از صور یا اشکال به وجود آمده اند. جهان مثالی عد یا صور سرشار از هماهنگی و واقعی تر از جهان به اصطلاح واقعی است. کشف ارتباط میان عدد و هارمونی موسیقیایی، حاصل کار فیثاغورس یا فیثاغورسیان بود. در پرتو این اکتشاف (!) نظریه فیثاغورس در باب صور یا عدد چندان دور از واقع به نظر نمیرسد. درست همانطور که در فزیک، در پرتو، دیده های درون اتم که به جای تکیه به تعاریف جوهری، به راحتی به عدد و اوصاف مربوط به شکل و صورت متوسط میشوند، چنین نظریه ای آن قدرها هم از واقعیت دور نیست.
در این زمینه از آرشیو :
- آشنایی با افلاطون-۱ : مایه تباهی فلسفه!